زیرک

روزنوشت‌های یک مشتاق تکنولوژی، کتاب، دنیای وب و سینما

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اینستاگرام» ثبت شده است

سلبریتیِ کتاب یا چرا باید هر روز بیشتر و بیشتر مطالعه کنیم؟! (بخش دوم)

(بخش اول را اینجا بخوانید!)

اغلب تصمیم­‌های غلط ما بر اثر ناآگاهی‌­هاست. شاید بی‌­ربط و شاید هم مربوط، اما ویدیویی از تدکس تهران (اینجا) می‌دیدم که سخنران می‌­گفت همه "خشونت محصول عدم شناخته"! بنظرم اگر کسی اطلاعات کافی، حداقل برای تجزیه و تحلیل مسائل داشته‌باشه می‌­تونه تصمیمات به مراتب بهتری بگیره، درنتیجه خشونت در هر شکلی وجود نمی‌داشت. صد البته تحلیل مسائل  مختلف، راه­‌های متفاوتی هم داره که این نیاز به مطالعه زیاد و درک بالا داره.

اما هدف اصلی من از این نوشتار معرفی انواع مطالعه نیس. هدفم بررسی راه‌کارهای بالا بردن سرانه مطالعه است. در کشورما سرانه مطالعه در حد غیرقابل­‌قبولی پایین هست. این پایین‌بودن نه تنها در مسائل آموزشی و فرهنگی ما اثر شدید داشته بلکه در تصمیم‌­گیری‌­های مهم روزانه و کوتاه‌­مدت و بلندمدت افراد هم موثر بوده. تا جایی که به نظر شخص من، خیلی از اشتباهات و تصمیمات غلط ما بخاطر عدم مطالعه است.

برگردیم به بند اول مطلب در پست قبلی که گفتم "اما واتسون" در متروی لندن کتاب مخفی می­‌کرد تا کتاب‌­خوانی رو رواج بده. این عمل درواقع یکی از روش‌­های تبلیغاتی جدید در کشورهای توسعه‌­یافته است. و البته برعکس کشور ما که تبلیغات اغلب برای معرفی برندهای مختلف پوشاک یا لوازم آرایشی یا مصرفی استفاده میشه، در این کشورها تبلیغات ابزاریست برای معرفی تفکرات و روش‌­های برتر برای زندگی!

کتاب

در صفحات مجازی که می­‌چرخم، کمتر سلبریتی‌­ای می­بینم که به بحث کتاب خواندن و مطالعه پرداخته‌باشه. اکثرا از خودشون در مدل­های مختلف ایستاده و نشسته و البته کاملا بی­‌هدف و بی‌­محتوا عکس میذارن با کپشن‌های کاملا نامربوط! تعدادی هم سوار بر موجِ اخبارِ روز، واکنش‌­های مختلف نشون میدن و یا از فعالیت‌­های تخصصی خودشون عکس و ویدیو منتشر می­کنن! (که البته دو مورد آخر بخشی از ماهیت وجودی شبکه‌های اجتماعی هست ولی تمام آن نیست). معدودی هم مطالب مفید میشه بین پست‌­ها پیدا کرد ولی نکته منفی یک‌­طرفه بودن بیش از حد این نوع پست­هاست. گرفتن بازخوردها تنها به کامنت­‌های زیر پست­ها محدوده، درحالی‌که ظرفیت شبکه­‌های اجتماعی خیلی بالاتر ازین‌­هاست.

جدا از برخی سلبریتی‌­های محترم و با دانش  و هنری که نمونه­‌هاشون انگشت­‌شمار، اما ارزشمنده، باید نگران اکثریتی بود که با حرف‌­های خارج از حیطه تخصصی خودشون، باعث لکه‌­دار شدن حیثیت بقیه هم میشن! این سرافکندگی گاه تا جایی پیش میره که باعث خجالت یک جامعه هم میشه.

چیزی که از همه هنرمندان و ورزشکاران و چهره‌­های ملی انتظار میره، ترویج فرهنگ و تشویق به فعالیت‌­های فرهنگیه! چیزی که در جامعه ما کمتر شاهد اون هستیم. امیدوارم روزی برسه که در کنار کمپین‌­هایی که برای حفظ دریاچه ارومیه و یوزپلینگ ایرانی شکل می­‌گیره، شاهد کمپین­‌هایی برای تشویق کتاب‌­خوانی و معرفی کتاب‌­های مفید هم باشیم. چیزی که اگر اتفاق بیفته و نتایجی که قبلا گفتم رو سرانجام بشه، مطمئنا به دنبال خودش اتفاقات مفید و خوشایند دیگه هم خواهد داشت که شیرینی‌­شو دوچندان خواهد کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal

سندروم آنلاین بودن!

آنلاین بودن

در عصر جدید، همونطور که با پیشرفت تکنولوژی، بشر و زندگی‌اش تحت تاثیر جدی تغییرات قرارگرفته، سلامتی روحی و جسمی اون هم متاثر از پیشرفت تکنولوژی تغییرات فراوانی به خود دیده. به واقع همان‌طور که برای خیلی از بیماری‌های سابقا لاعلاج، درمان‌های کاملا موثری پیدا شده؛ در عین تعجب، واکنش بدن انسان به بسیاری از شرایط جدید، بروز اختلالات بدیعی بوده که هرچند با دانسته‌های کلاسیک قبل، قابل توصیفه اما بروز این چنین اختلالاتی از سوی متخصصان علم پزشکی هیچ‌وقت پیش‌بینی نمی‌شده.

اخیرا مطلبی در سایت خبری دویچه‌وله فارسی می‌خوندم در رابطه با مشکلات و اختلالاتی که ممکنه برا اثر فعالیت زیاد نوجوان‌ها و جوان‌ها در شبکه‌های اجتماعی براشون پیش بیاد.


دویچه‌وله: خطرات آشکار و پنهان شبکه‌های اجتماعی برای نوجوانان


در مقاله هرچند در حجمی کوتاه، اما کاملا روشن و صریح به نکات قابل توجه این آسیب‌ها اشاره کرده بود. از جمله اینکه زمینه اصلی تولید گوشی‌های تلفن‌همراه ایجاد ارتباط بود و شبکه‌های اجتماعی در ایجاد ارتباطی مستمر بین کاربران نقشی اساسی را دارن. یا اینکه محوریت فعالیت در شبکه‌های اجتماعی مسئله تولید محتواست که میان تولیدکننده و مصرف‌کننده ارتباط برقرار می‌کنه. اما ریشه‌یابی این ‌آسیب‌ها جدا از نیازمندی به شناسایی بسترها، نیازمند آموزش‌ها و وضع مقرراتی برای سازمان‌دهی و هدایت این فعالیت‌هاست!

اما نکته‌ای که برای من تو این مقاله جالب اومد، این تلاش افراد برای جذب مخاطب و جلب توجه و ایجاد دایره‌های ارتباطی بیشتر با شیوه تولید محتوا بود که برخلاف نظر مقاله معتقد نیستم تنها مختص نوجوانان هست. اغلب افراد و به خصوص نوجوانان با هدف ایجاد بالاتر فالوئر، به تقلید از سلبریتی‌ها و بنگاه‌های خبری سعی در تولید محتوا بصورت کپی اقدام می‌کنن اما چون اغلب کپی‌ها جواب نمی‌دهد، متحورانه دست به تولید محتواهای خاص و حتی خطرناک می‌زنند. اغلب هم این کپی‌کاری‌ها بدون هیچ فکر قبلی و کاملا ناشیانه انجام می‌شه که نتایج عکسی هم داره.

نکته دیگر ایجاد فضای رقابتی بین افراد در فضای مجازیه. افراد بعد از تلاش‌های مختلف برای جذب توجه بیشتر به این باور می‌رسند که در این میدان تنها نیستند و رقبایی دارند. این مسئله بازار کارهای عجیب و غریب درمیان ستارگان مجازی را داغ‌تر می‌کنه. بخصوص در اینستاگرام که محبوبیت بیشتری بخاطر نوع ماهیت مدیای اشتراک گذاری شده - که مدیای تصویری هست - داره این بازار کاذب داغ‌تر و پرهیجان‌تر دنبال میشه!

اما چاره کار چیه؟

مقاله به طور صریح به چاره کار اشاره نمیکنه اما نکاتی رو متذکر میشه. مثل نقش اساسی والدین و معلمان (به طریق اولی سیستم آموزش و پرورش)، که باید قبل از قضاوت برای ایجاد محدودیت برای فرزندان، خود با فضای مجازی آشنایی کامل داشته باشن. خودشان این فضا رو به خوبی تجربه کرده باشن تا تصمیمات بعدی رو به موقع و مثبت بگیرن. نکته بعدی در ایجاد ارتباط با افراد درگیر در این ماجراست که میطلبه کاملا به مسائل روانشناسی هم اشراف کافی داشته باشین. اعمال محدودیت‌های شدید بدون شناخت روانی این افراد، همیشه جواب عکس داده یا خود منجر به مشکلات زیاد دیگه‌ای شده که از مشکل قبلی بدتر و فجیع‌تر بوده!

پیشنهاد می‌کنم مقاله رو حتما بخونید!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal