زیرک

روزنوشت‌های یک مشتاق تکنولوژی، کتاب، دنیای وب و سینما

۵ مطلب با موضوع «کتاب» ثبت شده است

صمد بهرنگی، ماهی سیاهی که غرق شد!

امروز 12 شهریور سالروز پیدا شدن پیکر بی­‌جان صمد بهرنگی بعد از 3 روز از ناپدید شدنش در رودخانه ارس است.

صمد بهرنگی (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸ تبریز - درگذشت ۹ شهریور ۱۳۴۷ ارسباران) معلم، منتقد اجتماعی، مترجم، داستان‌نویس و محقق در زمینه فولکلور آذربایجانی بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مدت‌ها نقش بیانه غیررسمی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را ایفا می‌کرد.[ویکی­پدیا]


از دیگر آثار مشهور او می‌توان به «داستان تلخون» اشاره کرد. بهرنگی «تلخون» را که درواقع افسانه‌ای آذری بود، در 20 سالگی و با نام مستعار «ص. قارانقوش» در کتاب هفته منتشر کرد. او تا سال ۱۳۴۲، از همین نام برای انتشار داستان­هایش استفاده می­کرد. بهرنگی آثاری هم در ترجمه داشت و تحقیقاتی درباره فولکلور آذربایجان نیز انجام داده بود.

مرگ صمد بهرنگی به واسطه فعالیت­‌های سیاسی که داشت از سوی بسیاری از روشنفکران آن زمان مانند جلال آل­احمد و غلامحسین ساعدی که از نزدیکان او بودند، مشکوک قلمداد شد. حتی شایعاتی نیز دراین باره وجود داشت، هرچند هیچکدام اثبات نشد.

بهرنگی، خود درباره مرگ در داستان ماهی سیاه کوچولو چنین نوشته است:

«مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک‌وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم – که می‌شوم – مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد …»

«آزاده اخلاقی» هنرمند عکاس در مجموعه­‌ی به روایت یک شاهد عینی، 17 عکس از 17 صحنه­‌ی مرگ افراد مختلف را بازسازی کرده که یکی از این عکس‌­ها مربوط به پیداشدن پیکر صمد بهرنگی در رودخانه ارس است.

صمد بهرنگی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal

کوچه

شعر کوچه از فریدون مشیری رو که پادکستش کردم و تو کانال تلگرام فابل صوتی و تصویریشو گذاشته بودم، اینجا دوباره فایل تصویری رو از آپارات میذارم.
کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام رو میتونید با آیدی ZirakkBlog پیدا کنبد.

اگه ویدیو براتون باز نشد میتونید اینجا ببینید:
https://www.aparat.com/v/IxE3g

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal

سلبریتیِ کتاب یا چرا باید هر روز بیشتر و بیشتر مطالعه کنیم؟! (بخش دوم)

(بخش اول را اینجا بخوانید!)

اغلب تصمیم­‌های غلط ما بر اثر ناآگاهی‌­هاست. شاید بی‌­ربط و شاید هم مربوط، اما ویدیویی از تدکس تهران (اینجا) می‌دیدم که سخنران می‌­گفت همه "خشونت محصول عدم شناخته"! بنظرم اگر کسی اطلاعات کافی، حداقل برای تجزیه و تحلیل مسائل داشته‌باشه می‌­تونه تصمیمات به مراتب بهتری بگیره، درنتیجه خشونت در هر شکلی وجود نمی‌داشت. صد البته تحلیل مسائل  مختلف، راه­‌های متفاوتی هم داره که این نیاز به مطالعه زیاد و درک بالا داره.

اما هدف اصلی من از این نوشتار معرفی انواع مطالعه نیس. هدفم بررسی راه‌کارهای بالا بردن سرانه مطالعه است. در کشورما سرانه مطالعه در حد غیرقابل­‌قبولی پایین هست. این پایین‌بودن نه تنها در مسائل آموزشی و فرهنگی ما اثر شدید داشته بلکه در تصمیم‌­گیری‌­های مهم روزانه و کوتاه‌­مدت و بلندمدت افراد هم موثر بوده. تا جایی که به نظر شخص من، خیلی از اشتباهات و تصمیمات غلط ما بخاطر عدم مطالعه است.

برگردیم به بند اول مطلب در پست قبلی که گفتم "اما واتسون" در متروی لندن کتاب مخفی می­‌کرد تا کتاب‌­خوانی رو رواج بده. این عمل درواقع یکی از روش‌­های تبلیغاتی جدید در کشورهای توسعه‌­یافته است. و البته برعکس کشور ما که تبلیغات اغلب برای معرفی برندهای مختلف پوشاک یا لوازم آرایشی یا مصرفی استفاده میشه، در این کشورها تبلیغات ابزاریست برای معرفی تفکرات و روش‌­های برتر برای زندگی!

کتاب

در صفحات مجازی که می­‌چرخم، کمتر سلبریتی‌­ای می­بینم که به بحث کتاب خواندن و مطالعه پرداخته‌باشه. اکثرا از خودشون در مدل­های مختلف ایستاده و نشسته و البته کاملا بی­‌هدف و بی‌­محتوا عکس میذارن با کپشن‌های کاملا نامربوط! تعدادی هم سوار بر موجِ اخبارِ روز، واکنش‌­های مختلف نشون میدن و یا از فعالیت‌­های تخصصی خودشون عکس و ویدیو منتشر می­کنن! (که البته دو مورد آخر بخشی از ماهیت وجودی شبکه‌های اجتماعی هست ولی تمام آن نیست). معدودی هم مطالب مفید میشه بین پست‌­ها پیدا کرد ولی نکته منفی یک‌­طرفه بودن بیش از حد این نوع پست­هاست. گرفتن بازخوردها تنها به کامنت­‌های زیر پست­ها محدوده، درحالی‌که ظرفیت شبکه­‌های اجتماعی خیلی بالاتر ازین‌­هاست.

جدا از برخی سلبریتی‌­های محترم و با دانش  و هنری که نمونه­‌هاشون انگشت­‌شمار، اما ارزشمنده، باید نگران اکثریتی بود که با حرف‌­های خارج از حیطه تخصصی خودشون، باعث لکه‌­دار شدن حیثیت بقیه هم میشن! این سرافکندگی گاه تا جایی پیش میره که باعث خجالت یک جامعه هم میشه.

چیزی که از همه هنرمندان و ورزشکاران و چهره‌­های ملی انتظار میره، ترویج فرهنگ و تشویق به فعالیت‌­های فرهنگیه! چیزی که در جامعه ما کمتر شاهد اون هستیم. امیدوارم روزی برسه که در کنار کمپین‌­هایی که برای حفظ دریاچه ارومیه و یوزپلینگ ایرانی شکل می­‌گیره، شاهد کمپین­‌هایی برای تشویق کتاب‌­خوانی و معرفی کتاب‌­های مفید هم باشیم. چیزی که اگر اتفاق بیفته و نتایجی که قبلا گفتم رو سرانجام بشه، مطمئنا به دنبال خودش اتفاقات مفید و خوشایند دیگه هم خواهد داشت که شیرینی‌­شو دوچندان خواهد کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal

سلبریتیِ کتاب یا چرا باید هر روز بیشتر و بیشتر مطالعه کنیم؟ (بخش اول)

اما واتسون در متروی لندن کتاب پنهان میکند

مدتی بخاطر کسالت و سفری که داشتم نتونستم به خوبی و با نظمی که پیش‌بینی کرده بودم وبلاگ رو آپ کنم که ازین بابت عذر میخام. امیدوارم همه شما وستان عزیز سالم وشاد باشید و من هم بعد از این من هم مرتب بلاگ رو آپ نگه دارم.

مدت‌­ها پیش خبری خوندم از "اما واتسون" بازیگر انگلیسی، که با هدف ترویج کتاب­‌خوانی، صد کتاب را در  گوشه­‌های مختلف ایستگاه­‌های متروی لندن مخفی کرده و در هر کتاب با دستخط خودش نوشته که هدفش ازین­کار چی بوده. نکته جالب این‌که از خواننده خواسته‌بود تا بعد از خوندن کتاب، اونو در یک گوشه مترو مخفی کنه تا یکی دیگه هم از کتاب استفاده کنه.

ایده به خودیِ خود جالب و بدیع بود. اما نکته­‌ای که منو بیشتر از همه به خودش جلب کرد تلاش این چهره­‌ی شناخته شده برای ترویج کاری بود که در دنیای پر از تکنولوژی امروز جای خالی اون خیلی وقت­‌ها سخت احساس میشه. مطالعه کردن!

بهتره اول به مبحث مطالعه بپردازم. اصلا مطالعه چیه وبه چه کاری میاد؟ چه روش‌هایی برای مطالعه وجود داره؟

به نظرم مطالعه رو باید به دو روش تقسیم کرد: مطالعه عمیق و مطالعه سطحی!

مطالعه عمیق اونی هست که شما یک موضوع یا یک مبحث رو دنبال می­‌کنید و سعی می­‌کنید با استفاده از منابع مختلف، موشکافانه موضوع رو واکاوی کنید. اگر خوب و زیاد مطالعه کرده باشید، بعد از مدتی شما می­‌تونید بعنوان صاحب‌­نظر در اون موضوع شناخته بشید. این نوع مطالعه اثرات بهتر و بیشتری داره!

در نقطه مقابلِ مطالعه عمیق، مطالعه سطحی قرار داره. مثل مطالعه روزنامه یا مجلات که بیشتر برای رفع کسالت و گذران وقت انجام میشه. جدیدا باید مطالعه کانال­‌های اغلب زرد و بی­‌محتوای تلگرام رو هم به این نوع مطالعه اضافه کرد. کانال‌­هایی که اخباری اغلب دروغ و بدون پشتوانه علمی و خبریِ مستند منتشر می‌­کنند.

نویسنده‌ی خوب همواره تلاش می‌کنه تا حاصل تجربیات یا مشاهداتش از موضوعی خاص رو به بهترین شکل ممکن بر روی کاغذ بیاره تا هم عمق و جان مطلب رو نوشته باشه و هم خواننده به سادگی و بدون مشکل بتونه درکش کنه. این خود باعث انتقال تجربه (عملی یا بصری) از نویسنده به خواننده میشه. نتیجتا خواننده با استفاده از این تجربه، توانایی تصمیم‌گیری خودش رو تقویت می‌کنه و تصمیمات بهتر و موثرتری در زندگی می­‌گیره. یادمه جایی خوندم که نوشته بود آدمی که صد کتاب بخونه، درواقع "تجربه صد زندگی" رو با خودش داره!

انتقال تجربه فقط یکی از مزایای مطالعه است. دسترسی به اطلاعات جدید و کارآمد، آموزش، ایده‌پردازی و حتی تصحیح برخی اطلاعات نادرست قبلی هم میتونه از مزایای مطالعه باشه. مزایایی که شاید هیچ کار و روش دیگری در این مقیاس، ظرفیت و بازدهی بالای مطالعه رو نداشته باشه.

ادامه دارد...

مطالعه کنیم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal

کتاب‌گردی!

ظاهرا دیروز روز "کتاب‌گردی" بوده!

به گفته یکی از کانال‌های تلگرامی که دنبال میکنم؛ دو سه سالی هست که باب شده یک روز از "هفته کتاب" رو بعنوان روز کتاب‌گردی نام‌گذاری می‌کنن و مردم رو دعوت می‌کنن تا در کتابفروشی‌ها با نویسنده‌ها و ناشران ملاقات کنند و احیانا کتابی هم بخرن. البته من بخاطر مشغله‌های دیگه ای که داشتم از قافله عقب موندم.

آدم کتاب‌خوانی بودم تا قبل از این؛ اما چند سالی هست که نتونستم هر کتابی که دست میگیرم رو به آخر برسونم. اما همیشه برای کتاب و کتاب‌خوانی احترام خاصی قائل بودم و دوست داشتم تو آخرین اخبار کتاب و انتشارات مختلف و نویسنده‌ها قرار بگیرم. هربار رفتم تهران هم، از خیابان انقلاب دست خالی برنگشتم و تا بودجه یاری کرده کتاب خریدم.

آخرین کتابی که خوندم فکرکنم "جین ایر" بود، نوشته "شارلوت برونته"! داستان زنی که در کودکی یتیم شده و در  یک صومعه درس می‌خونه و معلم میشه و بعدها بعنوان معلم سرخانه از یک خانه اشرافی سردرمیاره و اونجا اتفاقاتی براش میفته که بهتره ادامه ندم تا داستان جذابیتش رو برای کسانی که میخوان کتاب رو بخونن از دست نده. یادمه دقیقا بعد از خوندن کتاب، آخرین اقتباس سینمایی "جین ایر" رو هم دیدم. این کتاب اقتباس‌های سینمایی زیاده داشته.

قبل از "جین ایر" فکرکنم "کنت مونت کریستو" اثر "الکساندر دوما" رو خونده بودم که یکی از شاهکارای ادبی دنیاست. دوما یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات دنیاست که کتاب‌هاش همه فوق‌العاده پرطرفدار و اثرگذرا بودن. البته دوما یک پسر هم داره که هم اسم با پدرش هست و اتفاقا کتاب‌های خوبی هم نوشته. مثل "مادام کاملیا" که خیلی وقت پیش خونده بودم.

این اواخر غیر از کتاب‌های درسی کمتر فرصت خوندن کتاب پیدا کردم و ازین بابت فوق‌العاده ناراحتم. کتاب خوندن اگه به بخشی از زندگی روزانه ما تبدیل بشه، فواید بسیاری خواهد داشت که درک درست از مشکلات و چالش‌های زندگی فقط یکی از این فواید خواهد بود. چرا که شما در جریان کتاب خوندن با بسیاری از زندگی‌ها و آدم‌ها آشنا میشید که با چالش‌های بزرگی در زندگی دست و پنجه نرم میکنن. چالش‌هایی که ممکنه یکی از چالش های زندگی واقعی خود شما باشه. درنتیجه در هر مشکل و چالشی شما  یه تجربه قبلی دارید که میتونه خیلی براتون مفید واقع بشه.

امید دارم بتونم یه تایم کوتاه روزانه برای خوندن کتاب در برنامه‌هام پیدا کنم.

بعدنوشت: رویدادهای "بوکتاب" رو هم از دست ندید. در هر شهری که باشید احتمالا چند نفری هستند که متولی برگزاری رویداد بوکتاب باشن. یه سرچ بکنید احتمالا به کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرامشون میرسید! حتما برید و استفاده کنید. اگه متولی‌ای هم نبود، خب چرا خود شما دست به کار نشید!؟

اثرات مطالعه مداوم در زندگی خیلی موثره

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Danyal